میرامار، خواب و چند چیز دیگر
دسامبر 20, 2009
1. ” در پانسیون میرامار، خاطره ها به جان هم می افتند”؛ حاشیه نویسی برای یک رمان این هفته را اینجا بخوانید.
2. اشکهای هدیه تهرانی در کنفرانس خبری نمایشگاهش سرازیر شده و من همان شب خواب می بینم روی تختم دراز کشیده ام، دستم زیر سَرَم است و چشمهایم را بسته ام. خانم تهرانی می آید کنار تختم و صدایم می کند. می گوید: “حالا که همه علیه من موضع گرفته اند، تو حرفی نمی زنی؟” من؟ هدیه تهرانی؟
3. حوصله نوشتن ندارم. این روزها کمتر به وبلاگم سر می زنم و دیر به دیر آپ می کنم . شاید مثل خرسها خواب زمستانی لازم شده ام …
ابرو می اندازی بالا بالا …
دسامبر 13, 2009
1. گیرم که در نیویورک و واشنگتن و اسلو علیه اوباما و جایزه نوبل صلحش شعار داده اند و رییس جمهور ایالات متحده را هو کرده اند. چرا رسانه های دولتی ایران ذوق زده شده اند؟ مگر هو کردن اوباما و اعتراض کردن به او موضوع تازه ای است؟ مگر جامعه آمریکا و نروژ دچار تشویش اذهان عمومی و مشکل ترافیک می شود به این راحتی ها؟! اولن آن اعتراض ها آن اندازه که تلویزیون ایران در اخبار ساعت 9:00 شب به آن اشاره کرده است شورانگیز و پر شور نبود. ثانین اگر هم باشد پخش این تصاویر از تلویزیون ایران بدآموزی دارد. مردم عقل دارند می پرسند چرا در کشوری مثل آمریکا می شود علیه رییس جمهور شعار داد، در خیابان تجمع کرد و امنیت عمومی هم به خطر نمی افتد؟ چرا ماموران امنیتی آمریکا با گاز اشک آور با مردم برخورد نمی کنند؟ چرا با باتوم و چوب و چماق از معترضان پذیرایی نکردند؟ راستی چرا تلویزیون ایران تصویری از برخورد خشن پلیس آمریکا و نروژ نشان نداد؟ می دانید اگر چنین تصویری وجود داشت تا مدتها تلویزیون نشیمنگاه ما را با آن پاره کرده بود.
2. چه تاثیری گذاشته اند این مجریان خبر بی بی سی و سی ان ان روی مجریان خبر تلویزیون ایران. حیاتی و حسین زاده را تازگی ها هنگام خواندن خبرهای ساعت 9:00 شب دیده اید؟ دستهایشان را مثل نادر سلطان پور و سیما علی نژاد و … تکان می دهند، گهگاه بی مورد و بی خود. دیده اید یک وری و کجکی می نشینند و صورتشان را روبه دوربین می چرخانند و ابروهایشان را بالا و پایین می اندازند؟ مجریان ایستاده و خبرگوی شبکه خبر را دیده اید؟ کپی پیست ناجیه و جمال الدین موسوی و … هستند.
3. این شما و این هم حاشیه نویسی برای یک رمان؛ در سرزمین گوجه های سبز، مرگ برای آدم سوت می زند
…
دسامبر 8, 2009
1. خوبی فیلم جولی و جولیا این است که در این بازار تکراری سینمای هالیوود که جز خیانت حرف دیگری برای گفتن ندارد، از خانواده و غذای خانگی و بی اعتنایی به فست فودها می گوید. اصلن خانم نورا افرون نماینده بخش خانواده دوست جامعه آمریکا است. شبهای سیاتل یا فیلم تو نامه داری را یادتان می آید؟ افرون برعکس دیگر هالیوودی ها در پی وصل است و بازگشت به سنتها. جولی و جولیا روایت شیرین و با مزه افرون از این بازگشت است.
2. ” تو هم از عقل فقط دندونش رو داری” من در آوردی است. یک هو به ذهنم رسید.
پ.ن: من همان دندانش را هم ندارم.
آدم قاطی می کند
نوامبر 29, 2009
1. این که از حاشیه نویسی برای یک رمان این هفته … بخوانیدش این جا.
2. آدم وقتی صبحش را فیلم ورثه آقای وایلر شروع کند، عصر سینما برود و محاکمه در خیابان کیمیایی ببیند و شب با آخرین فیلم جارموش سرش را زمین بگذارد، خیلی رو به راه نیست. مثل این است که فسنجان را با سوپ رقیق کلم و شیر بخورید و رویش هم یک فنجان قهوه دم نکشیده سر بکشید. آدم قاطی می کند …
3. برای آقای کیمیایی دست بزنید که دست از سر مار و سوسمار و سگ و گربه و … در فیلم هایش برداشت.
4. این هم که از پرسپولیس امسال. قیف هست قیر نیست. قیر هست کبریت نیست. کبریت هست آدم نیست.
اختصاصی برای شهردار تهران
نوامبر 23, 2009
ناز شست آقای احمدی نژاد؛ همشهری هم توقیف شد. به خاطر آن آگهی صفحه اول دیروز ( یکشنبه ). گویا تبلیغ تور بازدید از معبد بهایی ها در هند بوده است. تحویل بگیر آقای قالیباف…
پ.ن1: به سرعت برق و باد رفع توقیف شد …
پ.ن2: ما که گیج شدیم رفت، تا هشت روز دیگر همشهری بر می گردد.
پ.ن3: دهان ما که بله… کلن توقیف شد این دم و دستگاه آقای شهردار…
پ.ن4: این شما و این هم همشهری
اعتبار آقای نابغه به دودکش بند است
نوامبر 22, 2009
1. حاشیه نویسی برای یک رمان این هفته، خیلی هولکی و یهویی شد. اینجا بخوانیدش.
2. نوعی نوشیدنی به تازگی وارد بازار ایران شده به نام FREEZ، لبنانی است و مزه گُ… همان بدمزه منظورم است، می دهد. البته من ice lemon اش را امتحان کرده ام. شاید بقیه اش بد نباشد. به حساب قرار بوده چیزی شبیه به باکاردی باشد که نیست. باکاردی کجا این کجا. گاز خالی است، راستی الکل ندارد، گفتم که گفته باشم وگرنه ایران و نوشیدنی الکلی؟ زبانم لال …
پ.ن: مدتی است پلک راستم می پرد. خبری هست؟
پیشنهاد
نوامبر 17, 2009
ویژه نامه “تهران شهر” روزنامه تهران امروز را از دست ندهید. کلی گزارش و عکس خوب دارد. راستی این کاری که با شهاب حسینی کرده اند، مناسبتی با این روزها هم دارد. می بینید که عزراییل دم در خانه هنرمندان بساط کرده است.
مخ آهنینم آرزو است
نوامبر 17, 2009
بله امروز سه شنبه است و مراسم کله پاچه خوران از ساعت 9 صبح تا 3 بعد از ظهر داریم. خدا به خیر کند و البته یک مخ آهنین هم به من بدهد…
از این کار لعنتی که لذت را می گیرد از من
نوامبر 15, 2009
1. خیلی وقت است که دیگر برای لذت بردن صرف کتاب نخوانده ام. خوانده ام که بنویسم و این بد است. کار لعنتی نمی گذارد آدم دل بدهد به دل کتاب و گاهی صفحه ای و جمله ای و حتی کلمه ای را ده بار تکرار کند تا برود ته وجودش و خوش باشد و …
2. برای این هفته حاشیه نویسی برای یک رمان سوءظن دورنمات را انتخاب کرده ام. اینجا بخوانیدش. با اینکه توی پلیسی ها عاشق چندلر و داشیل همت هستم، اما با این چاقالوی کچل سوییسی هم حال می کنم. طرف عقده کارآگاه های تیز و بز و عقل کل ندارد.
هورا
نوامبر 13, 2009
بالاخره خریدمش. همان است که می خواستم، ساخت شرکت کلمنتونی.


