می بوسمت و اشک

آوریل 28, 2010

1. اینجور موقع ها معمولن ته دلم و ذهنم یک امیدواری الکی و بی حساب و کتابی وول می زند. تجربه نشان داده این امیدواری سرانجام خوشایندی ندارد. فقط خوبی اش این است که کمک می کند روزهای بد را با آرامش بگذرانم.

2. ای کاش یادت بماند آن شب چه قولی دادی …

3. تیسفون و بوی دانهیل و صدای جلز ولز سیگار و سوت کمربند چرمی و ناخنهای زبر و رد چاقو و آن سه شلیک خونین در آن برج بلند، برایم می ماند. تو برو، به سلامت.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.